الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

44

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) عمرو عاص در ابتدا مىگويد : « هنگامى كه از جنگ احزاب برگشتيم و سپس نزد پادشاه حبشه رفتيم و به خدا قسم كه عمرو بن اميّه ضمرى را نزد وى ديديم و او قاصد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بود كه براى رسيدگى به امور جعفر و اصحابش به حبشه آمده بود . » با اين حساب بايد بگوييم كه ارسال عمرو بن اميّه به سوى نجاشى براى رسيدگى به امور جعفر و اصحابش يا در ابتداى هجرت آنها و براى طلب حمايت و ارفاق نسبت به مهاجران بوده است . بنابراين مسافرت عمرو بن عاص يا بعد از احزاب و در اواخر سال پنجم بوده است ؛ زيرا غزوهء احزاب در شوال سال پنجم هجرت بوده است و يا مسافرت او در اوايل سال ششم بوده و يك سال بعد از آن و در اوايل سال هفتم عمرو بن اميه با نامه‌اى از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به آنجا رفته است ، يعنى در سالى كه آن حضرت به پادشاهان و رؤساى قبايل نامه نوشتند . ( 2 ) در اين مورد نسخه‌هاى نامه‌ها با هم متفاوت است و اكثر آنها مشتمل بر وصيت به جعفر و اصحابش مىباشد و بعضى ديگر به طور كلى آن را ندارد . مثل : صبح الاعشى « 1 » از قلقشندى ( متوفاى 821 ) و المواهب اللدنيه فى السيرة النبويّة « 2 » از قسطلانى ( متوفاى 923 ) و انسان العيون فى سيرة الامين المأمون « 3 » معروف به سيرهء حلبيه از برهان الدين حلبى ( متوفاى 1044 ) و اين مطلبى است كه مورد تأييد پروفسور حميد الله مستوفى در كتاب پرارزش الوثائق السياسية قرار گرفته و او مىگويد : « و از مطالب قابل ذكر اين است كه حلبى و قسطلانى و قلقشندى عبارت « و پسر عمويم را به سوى تو فرستادم » را ندارد و اين عبارت در متن جديدى كه اخيرا بدان دست يافته‌ام نيز وجود ندارد و براى همين احتمال مىدهيم كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نامه‌اى را به جعفر داده است تا به هنگام مهاجرت به حبشه به نجاشى تقديم كند . » « 4 » ( 3 ) در حالى كه ساير منابع اين عبارت را نقل مىكند و تمام آنها به جز اين سه منبع ، پاسخ نجاشى به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را ذكر كرده‌اند و در اين نامه آمده است : « آنچه را كه براى ما فرستادى دريافت كرديم و پسر عمويت و اصحابش را مورد لطف قرار داديم و هرآينه من با تو بيعت مىكنم ، و با پسر عمويت نيز بيعت كردم و بر دست او اسلام آوردم و تسليم خداوند العالمين شدم . » « 5 »

--> ( 1 ) . صبح الاعشى فى صناعة الانشاء ، ج 6 ، ص 379 . ( 2 ) . المواهب اللدنية بشرح الزرقانى ، ج 3 ، ص 379 . ( 3 ) . السيرة الحلبيه ، ج 3 ، ص 279 . ( 4 ) . الوثائق السياسية ، ص 46 - 48 ، شمارهء 23 . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 652 - 653 و إعلام الورى ، ص 45 - 46 و الكامل ، ج 2 ، ص 63 و اسد الغابه ، ج 1 ، ص 62 و البداية ، ج 3 ، ص 84 و زاد المعاد ، ج 3 ، ص 61 و صبح الاعشى ، ج 6 ، ص 466 و السيرة لحلبيه و سيرهء زينى دحلان و إعلام السائلين .